پلان چهاردهم
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 13:33
+بالاخره اومدم +روزای خوبی نگذروندم....مقصر اصلی هم خودمم اینو میدونم ولی اومدم واسه عوض شدن +دلم میخواد دوباره یکم شبیهه پری سابق بشم,اولین قدمو امروز برداشتم نرفتم سرکار خواستم خونه باشم تا به خودم بیام و استارت تغییرو بزنم +امروز میرم کتابخونه و رمان کوری میگیرم....خیلی وقته کتاب نخوندم +درس هم م...
پلان سیزدهم
-
تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 12:33
+دلم اندازه ی خورشید برایت تنگ است ابرها دلگیرند سایه ی ماه به روی دلم از جذر نگاهت پیداست غم به دنبال گرفتاری من من به دنبال رسیدن به طلوع آسمان تاریک است دلم اندازه ی ماه تا دلت دور شده سایه ی ماه ته روشنی فاصله هاست و من از دووووووووورترین فاصله در ماه تورا میبینم..... +آبان قشنگم اومدنت مبارک
پلان دوازدهم
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 14:35
+من رفتم به چله نشینی،به چله نشینیه آدم شدن،انسان شدن،امیدوارم موفق بشم +با دیدن مختارنامه برای بار اول از عمق دل از ته دل کباب شدم واسه امام حسین +سرکار میروم،خداروشکر هدف دار شده زندگیم و با شوق کار میکنم +انگاری خدا داره بهم نگاه میکنه،اونم عاشقانه +دیدن اینکه یکی ب کسه دیگ ظلم میکنه باعث میشه جو...
پلان یازدهم
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 4:48
+دلم از خدا شکسته +با همین دل شکسته همه چیو سپردم ب خودش +بغضم ک تموم نمیشه +کتاب قلعه حیوانات تموم کردم،میخواستم کتاب جدیدو شروع کنم ک از صادق هدایت بود گفتم با این حال خراب صادق بخونم خودمو کشتم +حالم از تلگرام بهم میخوره،کاش میشد مثل دهه 40 زندگی کرد +عیدتونم مبارک
پلان دهم
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 17:44
+میگم اقا این گوشی ما درست نشد،میگه ویروساش بد ویروسایی هست +با سارا استندلی بیرون بودم امروز،از هرچی بدشانسی اورده باشم توی دوست فقط شانس داشتم اونم زیاد +اولین امدن پاییز بعد از 4سال ک غصه شیرازو ندارم(چقدر منتظر این روز بودم) +دو شبه نمیخوابم باز
پلان نهم
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 6:34
+کافیه من بگم فلان گوشیو میخوام بعد این گوشی من خراب نشه بی جنبه داشتم میگفتم 7 میوام این گوشی از اون روز شروع کرده به خراب شدن +قرار بر این شد لباس نگیرم برای عروسی پسرخالم ولی مامانم ک رفتم توی ی مزون منم انتخاب کردم ی لباس و خریدم 180 اومدیم خونه دیدم پشتش پاره اس و پون لباسه سفیده لکه زیاد داشت ...
خــــــــــرید
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 19:14
ﭼﺮﺍ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺟﻮﺭﻧﻤﯿﺸﻮﺩ ﻣﻦ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﭘﺎﺯﻟﻬﺎﯼ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﭼﯿﺪﻩ ﺍﻡ...
گزارش کلی
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 19:14
+تهران +مونوپد خریدم.بسی ذوق دارم +عروسی >لباس.کفش.مانتو.نیم ست.گل سر.لباس خونه ایی خرذیدم...روسری رو از دوسیم فرناز گرفتم +داره حالم خوب میشه....میدونممممم روزای خوبی تووی راهه +دعا برای آوا جونم بذای عمل چشمش +خوشم میاد اینجوری بنویسم.یه جواریی انگار تلگرافی مینویسی +3مرداد:رفتن به کافی شاپ با دوس...
پلان اول
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 19:14
+به آغوش بلگفا و وب نویسی برگشتم +یک عدد پری لم داده به خواست الهه وب نویسی شروع میکنه +درگیر پروژه و درس های سنگینمم +توی دفتر خاطرات مینوشتم خاطره هامو.الان هم اونجا مینویسم هم اینجا +فعلا همینا
پلان دوم
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 18:33
+یعنی توی روحت شایسته فر که انقد درس دادی،برا امتحانش فقط نیم روز وقته +برای اولین بار یه درسو قبل شب امتحان میخونم.حس مزخرفیه +امروز عصر سینما فیلم ابد و یک روز
پلان سوم
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 18:33
پلان سوم: مشهد-تخت-روزه-منتظر +تموم شد امتحانا.خیلی بد میخونرم این سری،البته به خودم حق میدم شرایط روحی خوبی نداشتم +محکم شدنمو دوس دارم،به قول دختر خالم بهار آدم وقتی چنتا ضربه میخوره میشه ضد ضربه +تولدم کادوش شد گردنبند طلای مرغ آمین +پهارشنبه خواستگار میاد از نوع مهندسش،جلسه اول گل پسرو هم میارن ...
پلان چهارم
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 18:33
+ترم تابستونی دارم،قشنگ تابستون آدم خراب میشه +توی ماه رمضون نقش گیاه رو ایفا میکنم در حالت بی حسی فقط نت و لالا،متنفرم از این مدلی شدن +چقدر امروز گرم بود،سه روز پشت هم میرم حموم بازم گرمه +دوس دارم متحول بشم،خدایا اراده ایی به من عطا کن +گیج بازی یعنی شارژر لپتاپو دفترچه بیمتو جا بزاری
پلان پنجم
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 18:33
+رفتم نقد فیلم طعم گیلاس عباس کیارستمی،یه جورایی فیلم عالی بود و منو نجات داد +عروسی بودم سه شنبه شب،با اینک اشنا نبودم ولی رفتم وسط رقصیدم +فردا +یادم میره همش خاطره هام +از شهریور با برنامه زندگی میکنم ،باشگاه و سه تارمم میرم
پلان ششم
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 18:33
+یکشنبه الهه دیدم،وای که من پقدر این آدمو دوست دارم،رفتیم کافی شاپ،انقد کافی شاپ اسم مسخره ایی داشت اسمش فلامینگو بوداخه فلامینگو شد اسم کافی شاپ بعدشم اجی الهه ام یه کادوی خوشگل داد که عاشقشم،یه گوی موزیکال +امروز صبح یه دو ساعتی گریه کردم،خدایا خودت بخیر کن +خسته شدم از خواستگار بازی، +دیشب بعد از...
پلان هفتم
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 18:33
+یه دکتر خوب پیدا کردم توی مشهد فقط داروی گیاهی میده،کلا دکتره گیاه پزشکی خونده _خوبه،ولی دکتر برا چی؟ +پری ببریم برای بیخوابی هاش +پری *بله +شبا به چی فکر میکنی *به هیچی +چرا خوابت نمیبره پس *نمیدونم(توهم اندازه من کابوس میدیدی شبا خوابت نمیبرد) .دیگرم حوصله ی هیچ کس نیست،حتی حال خودمم ندارم .شاید ...
پلا هشتم
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 18:33
+به خواست خدا درسم تموم شد و فارغ از تحصیل شدیم +شنبه عروسی خاله پسر هست(به قول دوستان پری این پسرخاله های تو تموم نشدن) +لباس مجلسی نگرفتم،اخه هربارمیرم یه 500 لباس میگیرم بعد فقط یبار میپوشم،زورم میاد خو +خواستگار اومد دوباره،با کلی مشورت با دوستان مختلف از جمله الی،زهرای امیر،فاطمه،معصوم،محمد،با ...